X
تبلیغات
رایتل

آقای رییس جمهور
به امید طلوع دیگر

 بیانات امام خمینى در جمع اعضاى هیاءت دولت برادر رجائى (نخست وزیر)مـقـیـد بـاشـیـد به اینکه کارهایتان را بگوئید به مردم ، اگر نگوئید موجب تضعیف مى شود 
بسم الله الرحمن الرحیم
مـن تـؤ فـیق همه آقایان را از خداى تبارک و تعالى مساءلت مى کنم و امیدوارم که در ضمن هم موفق باشید که خدمت بکنید به این کشور و از این حالى که داریم بهترش کنید و بعض مطالب که مهم است در نظرم ، عرض مى کنم .
گرفتارى امروز ما، همین اختلافاتى است که مشاهده مى شود. شما هر چه کار مى کنید اگر اخـتـلافات را کوشش نکنید که رفع بشود کارهاى شما را آن کسانى که بخواهند یک عیبى بگیرند به آن ، عیب مى گیرند. هیچ شکى نیست اینهائى که افتاده اند دور بازار و کوچه و ایـن طـرف و آن طرف و سمپاشى مى کنند، آنها، این کارها را مى کنند و اگر شما در همان سـطـح بـالا، ایـن اخـتـلافـات را کـوشـش کـنـیـد کـه بـا عقل و تدبیر، در رفعش بسیار کوشش کنید انشاء الله یک آرامش روانى پیدا بشود و کارها در آن آرامـش زود انـجام مى گیرد، بهتر انجام مى گیرد.
 

 

 این مسائلى را که به من گفتید در یـک هـمـچـو اطـاق مـحـدودى ، بـهـتـر ایـن اسـت کـه هـر یـک از آقـایـان کـه متکفل یک امرى هستند، وقتى کارى انجام مى دهند بروند در رادیو بگویند و از مردم بخواهند که هر کس اشکالى دارد که مثلا ما بر خلاف مى گوئیم ، بیایند اطلاع بدهند، در روزنامه هـا اطـلاع بـدهـند، خودشان بیایند در محضر عمومى اطلاع بدهند که این حرفى که ماراجع بـه بـرق زدیـم ، راجـع بـه امـور دیـگـر زدیـم اگـر چنانچه مردم اعتقادشان این است که ایـنـطـور نـیـسـت و کـارى انـجـام نـداده است جمهورى اسلامى ، بلکه عقب رفته است از زمان طاغوت ، هر کس این ادعا را دارد، بیاید بگوید که ما در این مواردى که داریم ، مى گوئید کـه : عـمـل کـردیـم ، بـیـایـنـد بـگـویـنـد کـه نـخـیـر شـمـا عـمـل نـکـردیـد. و اگـر چـنـانـچـه نـیـامـدنـد و نـگـفـتـنـد، مـعـلوم شـود کـه مـا عمل کردیم و مردم گوش ندهند به حرف اینهائى که مى گویند که دولت هیچ کارى نکرده و نـمـى تـوانـد هـیچ کارى بکند. من نمى گویم که بعد از اینکه این هم اعلام کردید، باز مسائل نیست اما کم مى شود، در بین مردم کم مى شود ولو آنهائى که مى خواهند بگویند، مى گـویـنـد امـا مـردم دیگر باورشان نمى آید. این سکوت شما از کارهائى که انجام مى دهید البـتـه بـعـضـیـش را مـى گـویـنـد امـا هـمـه اش را نـمـى گـویـنـد، شما هر کدام که در هر وزارتـخـانـه اى هـسـتید، وزیر هر وزارتخانه اى هستید مقید باشید به اینکه کارهایتان را بگوئید به مردم ، آن
چیزى که نباید گفت ، آن عبادات شخصى آدم است که نباید بگوید اما کارها و خدمت هائى را کـه شـمـا کـردید، اگر نگوئید فساد دارد یعنى موجب تضعیف مى شود، لکن اگر به ملت بگوئید، بیاید هر کسى بگوید مسائل خودش را که ما این کارها را کردیم ، در تلویزیون ، در رادیو اعلام کند و بعد هم اعلام کند که هر کس مخالف با این کارهائى است که ما کارى را کـردیـم ، مـى گـوید ما صحیح نمى گوئیم ، بیاید بگوید. هر دهى که ما برایش این کـار را کـردیـم اگـر نـمـى کردیم ، اگر اینها ادعا دارند که نکردیم ، بیایند بگویند و مـقـایـسه اى هم بین این دو سال و این سال هاى طولانى که طاغوت بوده است این مقایسه را بکنید، بروز بدهید.
یـک روز البـتـه آقـاى بـا هـنـر راجـع بـه مـدارس گـفـتـنـد کـه در ظـرف ایـن دو سـال ، نـسـبـت بـه طـول مـدتـى کـه آنـهـا بـودنـد یـک ثـلث ، مـثـل ایـنـکـه ایـشـان گـفـتـنـد کـه یـک ثـلث مـا درسـت کـردیـم ، در صـورتـى کـه در طول آن سال هاى طولانى این دو مقابل آنها زیاد بوده است . اینها یک مسائلى است که باید گـفـتـه بـشود، مردم آشنا بشوند، مردم بفهمند که دولت دارد چه کارهائى برایشان انجام مـى دهـد، آدم خـدمت به یک جامعه اى بکند و بعد هم خود جامعه ندانند که خدمت چه شده است ؟ البـتـه آن دهـات خودشان مى فهمند، اما خوب سطح بالاها و خوب سطح شهرستان ها اینها خـیـلى نمى توانند بفهمند این معانى را، باید گفته بشود و هر کدامتان یک روز در هر چند وقت یک دفعه بیائید و ریز اعمال خودتان را بگوئید که ما این کارها را کردیم .
و مـهـم در نظر من این اختلافاتى است که مشاهده مى شود و ریشه خیلى زیادى هم ندارد، الا ریـشـه هـاى نـفـسـانـى . بـایـد یـک قـدرى ایـن مـسـائل را خـودتـان حـل کنید. در هر وزارتخانه اى اگر مثلا اشخاصى باشند که مى خواهند یک کارهاى چه اى بـکـنـنـد، نـگـذارنـد کارها انجام بگیرد، با ملایمت ، با تدبیر آنها را به وظایفشان آشنا بکنید. و اگر یک وقت دیدید که کسى است که نه ، نخواهد گذاشت ، خوب ، تصفیه بکنید و اگر چنانچه کسانى که تصفیه شده اند اشتباه بوده است ، آنها را برگردانید باز به مـحـل خـودشـان تـا خدمت بکنند. و من امیدوارم که انشاء الله همه نقائص رفع بشود و انشاء الله ایـن جـنـگ هـم بـه زودى تـمـام بـشـود و آنـطورى که دیروز صبح هم حتى گفته شد، پـیـشـرفت زیاد بوده است و من امیدوارم که دنبال بشود این وضع و آرام بشود مملکت ، گر چه اینها گذارند به این زودى ما آرام بگیریم ، ممکن است یک جاى دیگر یک فسادى بکنند، لکن شما و ما باید مصمم باشیم ، ملت ما باید مصمم باشد به اینکه آن چیزى را که به دسـت آورده اسـت از دسـت نـدهـد. ما الان آن چیزى که به دست آوردیم ، ارزشش بیشتر از این مـقدارى است که ما از دست دادیم . با اینکه جوان هائى که ما از دست دادیم ، ارزششان خیلى زیـاد است ، لکن براى ملتى که مى خواهد مستقل و آزاد باشد، اینطور ضایعات هست و چون مـلت مـا هـمه با هم هستند، دولت را علیحده از خودشان نمى دانند و کشور را کشور خودشان مى دانند و دولت را دولت خودشان مى دانند از این جهت کم مى شود که بتوانند آنهائى که بـخـواهند آسیب بزنند، آسیب بزنند. اگر ملت را آشنا کنید، باز نگذارید که آشنا نباشند به کارهائى که کردید، آشنا کنید به مسائل ، برایشان مطالب را بگوئید، بروید توى خود مردم ، با آنها مسائل را در میان
بـگـذاریـد کـه آن کـسـانـى که مثلا گروه هائى که مى خواهند نشود این جمهورى اسلامى ، تحقق پیدا نکند این جمهورى اسلامى ، آنها دیگر حرف هایشان موثر واقع نشود.
به مردم بفهمانید که خدمتگزارشان هستید
در هـر صـورت مثل این ملتى که الان ما داریم ، کم نظیر است ، بى نظیر است . باید گفت که در جائى الان گمان ندارم هیچ کدام از شما سراغ داشته باشید که یک ملتى با دولت خـودش ایـنـطور بشود، که کارها را مشترکا انجام بدهند. سابق که طاغوت بود که هر چه مى توانستند کارشکنى مى کردند، هیچ همراهى تو کار نبود، براى اینکه مردم دیده بودند کـه دولت به فکر آنها نیست ، شما باید آنطورى که به حسب واقع هم همین طور است به مـردم حـالى کـنـیـد کـه مـا بـراى خـدمـت آمـدیـم ، ادارات بـراى خـدمـت آمـدنـد، مـردم بـا دل راحـت بـیـایـند تو ادارات ، من آن تلخى هایى که در زمان سابق بود، در زمان رضاخان بـود، بـعـدش هـم درزمـان این ، آنوقت آن تلخى ها را زمان رضاخان خود من چون جوان بودم توى این مسائل مى رفتم گاهى ، که اگر یک وقت ابتلاء به کلانترى پیدا مى شد، آنوقت بـراى جـاهایى هم که از اینجا مى خواستند بروند فرض ‍ کنید به آذربایجان هم ، باید بروند کلانترى و آنجا یک ورقه اى ، چیزى بگیرند، مردم وقتى مى خواستند به کلانترى بروند با یک ترس و رعب و وحشتى کانه مى خواهند به حبس بروند. اینها عادت نباشد در ادارات کـه مـردم وقـتـى مـى خـواهند تو اداره بروند بترسند. این بیچاره دهاتى ها سابقا اینطور بوده ، حالا خیال مى کنند باز هم اینطور است . حالا باید ادارات به روى مردم باز بـاشـد و بـا آغـوش بـاز مـردم را بـپـذیـرنـد، دردهـائى کـه مردم دارند بگویند به آنها، بـتـوانـنـد بـگـویـنـد، آنـهـا هـم کـوشـش کـنـنـد در ایـنـکـه حـل بـشـود مـسـائلشـان کـه مـردم احـسـاس کـنـنـد کـه یـک دولتـى اسـت کـه مـال خـودشـان اسـت و بـراى خـودشـان دارنـد خـدمـت مـى کـنـنـد هـیـچ اشـکـال ندارد که وقتى ملت فهمید که یک جمعى دارند خدمت مى کنند و خودشان هم آن قبه و بـارگـاه هـائى کـه زمـان سـابـق بـود نـدارنـد، آنـهـا هـم مثل مردم عادى دارند زندگى مى کنند، لکن شاید وضعشان خیلى هم کمتر باشد، مردم وقتى بـبـیـنـند به حسب فطرتشان فطرت صحیح است ، خوب به حسب فطرت ، عاشق یک همچو دولتـى خـواهند شد. خصوصا که بعد از یک همچو قضایایى که در زمان سابق بوده است ایـن قـضـایـاى زمـان سـابـق ، خـوب خـیـلى از اشـخـاص هـسـت کـه یـادشـان هـسـت آن مـسائل را. حالا بعد از آ ن قضایائى که در زمان سابق بوده اگر دیدند یک دولتى آمده و عکس آن مسائل الان هست ، همه خدمت است ، همه اش این است که مى خواهند روح مردم آرامش داشته بـاشـد مـى خـواهـنـد مـردم بـه چـیـزهـائى کـه احتیاج دارند برسند در همه جهات هم در جهت فـرهـنـگـى ، هم در جهت اقتصادى ، از همه جهاتى که دارند. وقتى مردم احساس این مطلب را بـکـنـنـد کـه یک دولتى است که از خودشان بوده است و همچو نبوده است که فلان الملک و فـلان الدوله نـمـى دانم و فلان السلطنه باشند، اینطور نبوده . الان یک اشخاصى هستند مثل خودشان عادى ، وقتى هم در تلویزیون مى بینند که این وزیر کذاست ، هم در پیش من هم گـاهى بعضى بچه ها که هستند مى گویند نگاه کنید با چه جور هیکلى مى آید که این با وزارت چطور، اینها باز در ذهنشان این است که
وزیـر بـاید یک یال و کوپالى داشته باشد، به عملشان کارى ندارند، به صورتشان کـه آنـوقـت بـا آن بـسـاط مـى آمـدنـد و مـردم مـى دیـدنـد ایـنـهـا را، خـیـال مـى کنند حالا هم باید آنطور باشد، الان باید وضعش یک وضعى باشد غیر عادى . وقـتـى مـردم آشـنـا شـدنـد بـا ایـن مـسـائل و دیـدنـد ـ کـه خـدمت هاى شما را، خود شما را در تـلویـزیـون دیـدنـد، خـدمـت شما را وقتى عرضه کردید در تلویزیون دیدند و در رادیو شنیدند، قهرا پشتیبانى شان زیاد مى شود.
و الان هـم بـحـمـدالله مـلت پـشتیبان همه هستند، پشتیبان همه ارگان هاى دولتى هستند و هم راجـع بـه دولت و هـم راجـع به ارتش و همه ، مردم الان از خودشان اینها را مى دانند. شما احـتـمـال ایـن را مـى دادیـد کـه اگـر یـک جـنـگـى پـیـش بـیـایـد، هـمـه ایـران دنـبـال این باشند که کمک بکنند؟ همچو چیزى در آنوقت نبود، اگر یک چیزى پیش مى آمد از هـمـه طـرف ، اگـر نـمـى کـردند یک کارى که دولت را از بین ببرند، همراهى دیگر نمى کردند. الان مى بینید بچه ، بزرگ ، پیرزن ، چه ، مى آورند چیزهایى که دارند، تمام آن چـیـزى کـه دارنـد مـى آورنـد مـى دهـنـد این را براى جنگزده ها، این هم براى ارتش ، این هم بـراى چـه . ایـنـهـا یـک چـیزهاى نمونه اى است که آنهائى که چشم و دلشان باز است نه آنـهـائى کـه کوردل هستند، اینها باید ببینند، مى گویند جمهورى اسلامى عین سابق . حالا شـمـا یک همچو چیزى در تمام طول تاریخ ، الان هم در تمام دنیا یک همچو چیزى را که مردم با روى گشاده خودشان براى لشکرشان ، براى ملتشان ، براى دولتشان همه شان دست به هم بدهند، عمل بکنند، جمهورى اسلامى بهتر از این چى ؟
این یک تحول معجزه آسایى است که شده است و امیدوارم که محفوظ باشد
خـوب ، البـتـه مـشـکـلات هـسـت ، هـمـه جا مشکلات هست ، باید ملاحظه بکنید که مشکلات مثلا کسانى که در دولت هائى که در سابق انقلاب کرده اند، آن مشکلات در ایران هست ؟ آنطور مـشکلاتى که بعد از، الان یک کسى که نوشته بود از شوروى ، یک کسى به من گفت ، او پسرش آنجا بوده است ، گفت الان هم صف هاى طولانى آنجا هست ، الان هم کمبود در آنجاهست ، الان هـم شوروى احتیاج به امریکا دارد در اینکه مثلا ارزاقش را به او بدهد، با آن بساطى کـه دارنـد، خـوب یـک هـمـچـو انـقـلابـى کـه در ایـران شـده اسـت ، حـالا هـم مـى گوئیم دو سـال تقریبا یک خرده کمتر یا بیشتر از آن گذشته است آیا جاى دیگرى همچون چیزى هست کـه شـمـا بـگـوئیـد کـه ایـنـجـا بـا سـابـق مـثـل هـم اسـت ؟ آیـا اینقدر خدمتى که در این دو سـال بـا هـمـه گـرفـتـارى هـائى کـه هـسـت ، شـده اسـت و هـمـه جـا مـشـغـول بـه تعمیر، مشغول به باز سازى ، مشغول به خدمت هستند و همه ملت کمک مى کنند آیا جاى دیگر همچو چیزى سراغ دارند تا بیایند بگویند که اینجا با زمان شاه ...؟ خوب بـاید یعنى اینقدر انسان بى انصاف باشد که بگوید که حالا با زمان شاه فرق نکرده اسـت . حـالا آزادیـش را مـلاحظه مى کنى ، خوب ، هر که هر نامربوطى مى خواهد مى گوید، آزاد هـم هـسـت ، دارد مى گوید هر که هر نامربوطى مى خواهد، مى گوید، آزاد هم هست ، دارد مـى گـوید، هر که هر نامربوطى مى خواهد، تو خیابان فریاد مى زد که مى زد، آن آزادى غـلط الان هـسـتـش . ولیـکـن خوب ، کدام وقت در زمان شاه سابق شما یک کدامتان ، یک قدم مى تـوانـسـتـیـد خـلاف بگوئید؟ همه دست به سینه ایستاده بودید یا نه ، اگر خیلى هم مردم خوبى بودید،
کـنـج خانه هایتان بودید، کارى به کارى نداشتید، یا یک کلیاتى یک وقتى فرض کنید در یـک روزنامه اى یا در نوشته اى مى گفتید، حالا دارید شما یک وضع آزادى ، یک وضع خوبى دارید رفتار مى کنید بهتر از آزادى ما چه داریم ؟ آنوقت همه چیزمان بسته به غیر بـود، حالا بسته به غیر نیستیم ما. البته ، همه عالم ، یک احتیاجاتى دنیا به هم دارد، این وابـسـتـگـى نـیـسـت ، مـثـلا مـا احـتـیـاج داریـم کـه گـنـدم بـخـریـم ، پـول مـى دهـیـم گـنـدم مـى خـریـم مـثـل یک آدمى که به نانوایى احتیاج دارد، اینها اسمشان وابـسـتـگـى نـیـست ، وابستگى این بود که زمان شاه بود والا خوب ، شوروى هم از امریکا احـتـیـاجش را مى خرد اما وابسته به امریکا نیست . امریکا هم احتیاج دارد به یک جائى که از آنـجـا یـک چـیـز، از ژاپـن مـثـلا چـیـز وارد بـکـنـد. مبادلات تجارتى اسمش وابستگى نیست ، وابستگى آن بود که ما در زمان شاه داشتیم که همه چیزمان را باید آنها بیاند اداره بکنند، مـسـتـشـار بـیـایـد و لشکر ما را آنطور بکند که کردند و آنطور خرابکارى . این مبادلات و بـاب خـریـد و فـروش که متقابل یک اشخاصى با هم خرید و فروش دارند این وابستگى اسـمـش نـیـسـت . الان ایـران وابـسـته به هیچ جا نیست و این بهترین چیزى است که جمهورى اسلامى آورده است و آزادى هم هست
بـنـابـرایـن ایـنـکـه نـق نـق مى زنند نه این است که واقعا آنها عقیده شان این است که خیر، دولت ، یـک دولت چـیـزى نـیـسـت یـا فـرض کـنـیـد کـه یـک گـرفتارى الان هست و ما پس ، وابستگى هائى داریم و ما آزادى نداریم و این حرف ها، اینجور نیست ، اینها کار شکنى است از اشخاصى که اشتباه مى کنند، اگر مردم صحیحى باشند، این هم براى این است که شما حرف هایتان را نزدید و مسائلى را که داشتید نگفتید و یا این است که یک اشخاص مغرضى هـسـتـند که آن اشخاص مغرض را با هیچ جور نمى شود درستش کرد، اینها اشخاصى هستند که مى خواستند مثلا چه بشود، خیال مى کردند که وقتى جمهورى اسلامى شد آنها هم باید بـیـایـنـد، آن کـه اصلا نه به اسلامش اعتقاد دارد و نه به جمهورى اسلامى اعتقاد دارد، آن بـایـد بـیـایـد اداره مملکت را بکند، حالا دیده نمى شود اینطورى ، آن نقش را مى زند، نمى شود که ما بگوئیم که آن آدمى که سر تا ته بنایش بر این بوده است که بیاید یک مثلا وزارتـى را بـگـیـرد یـا مـثلا اصلا دولت را تشکیل بدهد، حالا دستش کنار است و خودش هم فرارى هست ، نمى شود بگوئیم بیا نق نزن ، او نق خواهد زد.
بنابراین یک مقداریش تقصیر خود ماهاست وآن اینکه تمام کارهایى که کرده نمى گوییم و اینکه این ارگان هائى که در همه اطراف مملکت هست نرسیدیم به اینکه اصلاحشان بکنیم ، اشکالاتى در آنجا هست ، هیچ اشکال ندارد که در دادگاه ها، در کمیته ها، در اینطور موارد در بـیـن مـثـلا این پاسدارها با اینکه خیلى مردم خوبى هستند لکن ممکن است یک اشخاصى وارد شـده بـاشـد بـه اسم پاسدارى و اینها و فساد بکند، یا در دادگاه ها وارد شده باشد یک کـسـى و فـساد بکند. در صدر اسلام هم بعضى اشخاص وارد مى شدند اشتباهى توى چیز اسـلام و فـسـادکـارى مى کردند. اینها را باید البته رسیدگى بشود و باید همه امورى که نقایصى که هست و زیاد هم البته هست این نقایص باید با بررسى ها، با این رسیدن بـه ایـنـطـور مـوارد بـایـد بـررسـى بـشـود و درسـت بـشـود کـه ایـن نـقـایـص هـم کـه اشکال
دارنـد بـه آن ، مـثلا به دادگاه ها گاهى ، یا به زندان ها، یا به جاهاى دیگر رسیدگى مى خواهد که درست بشود که ببینیم چه جورى است و اصلاحش بکنیم و امیدوارم که اصلاح هم بشوند.
و این جمهورى اسلامى انشاء الله با آن معناى واقعى و محتواى حقیقى اش تحقق پیدا بکند و ایـن تـحـولى کـه الان در ایـران پـیـدا بـشـود اصـلا نـظـیـر نـدارد ایـن تـحـول ، کـه در ظـرف مـدت کـوتـاهى ، یک ملتى که توى فسادها داشت زندگى مى کرد یـکـدفعه متحول شدند به اینکه داوطلب شدند براى جنگ ، داوطلب شدند براى شهادت و خـوشـحـالى مى کنند، گریه مى کنند بعضى ها که ما را اجازه نمى دهند برویم ، شما یک کـارى بـکـنید اجازه بدهند، این یک تحول معجزه آسایى است که شده است و امیدوارم که این تـحـول مـحـفـوظ بـاشـد و مادامى که محفوظ باشد آسیب نمى بیند اینجا. و فرض کنید که دخالت نظامى هم بکنند، هر کارى بکنند آسیب نمى بینند من دست آخرش را مى گیرم که خیر آسـیـب هـم بـبـیـنـنـد و مـا هـم هـمـه مان را از بین خداى نخواسته ببرند، لکن ما تکلیفمان را عمل کردیم .
ما مسلمان هستیم ، ما مسؤ ولیم پیش خدا
مـا مـسـلمـان هـسـتـیـم ، ما مسؤ ولیم پیش خدا، ما امروز که کشور دستمان افتاد و شما آقایان داریـد اداره اش مـى کـنـیـد مـسـؤ ولیـد پـیـش خـدا، ایـنـطـور خـیـال نـکـنید که ما حالا هر کارى بکنیم شده است نه ، همه کارهاى شما در محضر خدا و مسؤ ولیـد و از شـمـا سـؤ ال مـى شـود، از الفـاظـتـان سـؤ ال مـى شـود، از آن چـیـزهـایـى کـه عـمـل مـى کـنـیـد سـؤ ال مى شود، همه اش سؤ ال شدنى است .
و اگر چنانچه ما هم فرض بکنیم اینکه ، فرضى است غیر صحیح اما فرض هم بکنیم که ما نابود بشویم اما، ما در راه یک حقیقتى نابود شدیم و نابودى نیست این ، این بود است و ایـن هـمـچـو اسـت کـه اگـر یـک هـمـچو چیزى در ایران فرض کنید واقع بشود، دنیا را به تـزلزل و چـیـز مـى انـدازد و زنـدگـى بـراى دنـیـا حـاصـل مـى شـود. بـنـابـرایـن هـیـچ خـوفـى مـا از ایـن مسائل نداشتیم و هیچ وقت هم از جنگ و نمى دانم از این ارعاب هائى که اینها مى کنند ما نباید بـتـرسـیـم . چـرا بـتـرسـیـم ؟ بـراى ایـنـکـه مـا تـکـلیـف داریـم عـمـل مـى کـنـیم و ما حقیم . وقتى که حق هستیم چرا باید بترسیم ؟ همان کلمه اى که حضرت عـلى بـن حـسین به پدرشان عرض کردند بعد از اینکه فرمود که خیر کشته خواهید شد و چطور، فرمود که ما بحق نیستیم مگر؟ گفتند چرا ما بحقیم . گفت پس چرا بترسیم ، دیگر ترسى نداریم ما. مساءله اینطورى است . انشاء الله امیدوارم همه موفق باشید و هم کارهاى خـودتـان را زیر نظر خودتان بگیرید که کارهایتان در نظر خدا هست و اعمالتان ثبت مى شود و هم اداره خودتان را که شما متکفل اداره آن هستید. اشخاص را، اشخاص صحیح در آنجا باشد، یک وقت اشخاص فاسد در آنجا نباشد که بخواهد فسادکارى بکند و اگر اشخاص غـیـر صـحـیـح هـسـتـنـد، مـوعـظـه کـنـیـد، چـه بـکـنـیـد، اگـر دیـدیـد قابل اصلاح نیستند کنارشان بگذارید، اشخاص صحیح پیدا بکنید.
و امـیدوارم که همه کارها اصلاح بشود و با موفقیت پیش برویم و این گرفتارى ها انشاء الله بکلى رفع بشود.
تاریخ : 16/10/59

[ پنج‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1392 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ ali ]
آخر?ن مطالب